اقتصادی

اراده اویکوفوبیک برای قدرت

تجدید چاپ شده از قانون و آزادی

در مقاله برای ذهن آمریکاییدانیل ماهونی توجه ما را به کتابی اخیراً در مورد پدیده اویکوفوبیا، بیزاری و حتی نفرت از کشور یا فرهنگ خود جلب می کند که اکنون در محافل دانشگاهی و روشنفکری غرب چنان رایج به نظر می رسد که تقریباً ارتدکس یا لازمه پذیرش طبقه روشنفکر است. . البته، هیچ گرایش یا پدیده اجتماعی کاملاً جدید نیست یا نقطه آغازی غیرقابل انکار ندارد: برای مثال، جورج اورول، سال ها پیش توجه را به نفرت از خود در انگلستان جلب کرد. با این حال، در سال های اخیر، گسترش اویکوفوبیا همه گیر شده است.

به نظر من تحلیل آقای ماهونی قابل تعمیم است. اولین سوالی که باید پرسید این است که چرا اویکوفوبیا باید در حال حاضر اینقدر رایج باشد. در ابتدا باید پاسخ دهم که این به دلیل روشنفکری توده ای جامعه است که در نتیجه گسترش آموزش عالی است. روشنفکران تمایل ذاتی دارند که مخالف هر عقیده یا احساسی باشند، زیرا اگر در نهایت به همان چیزی فکر و احساس کنید که توده عظیمی از مردم اطراف شما فکر و احساس می کنند، مشکل روشنفکر بودن را به دردسر نمی اندازد. عشق به کشور و آداب موروثی آنقدر رایج است که تقریباً عادی یا طبیعی به نظر می رسد که بیشتر آنها آشکارا بی فکر هستند.

اما روشنفکران باید فکر کنند. این کارکرد آنهاست و تمایل دارند بازخوردی را که دریافت می کنند رد کنند، نه به این دلیل که اشتباه است، بلکه به این دلیل که پذیرفته شده است. بدیهی است که نظر رسیده ممکن است نادرست باشد، حتی شرور یا نادرست، که در این صورت قیود عقلا ضروری و مفید است. اما خود روشنفکران می توانند نظرات اشتباه یا حتی غیر صادقانه را ترویج دهند پیشین آنها را باید از مسیر بشر متمایز کرد.

فوبیا در اویکوفوبیا ترس از اینکه به عنوان یکی از مردم عادی گرفته شود وجود دارد.

سوال دوم در مورد اویکوفوبیا یک سوال قدیمی است cui bono? باز هم نباید خاستگاه یا کارکرد روانی یا اجتماعی یک عقیده را با توجیه یا صحت انتزاعی آن اشتباه گرفت، اما وقتی به این نتیجه رسید که نظری در عملکرد آن اشتباه یا مضر است، طبیعی است که بپرسیم از کجا آمده است. و به چه منافعی خدمت می کند.

به نظر من، اویکوفوبیا به طور کلی نادرست است، یعنی غیرصادقانه، و چندفرهنگی مربوط به آن. اویکوفوب و چندفرهنگ گرا واقعاً به فرهنگ های دیگر علاقه ای ندارند، مگر به ابزارهایی که با آن همشهریان خود را کتک بزنند. پیدا کردن دلیل عدم علاقه واقعی آنها به کشورهای دیگر دشوار نیست و بسیار رایج است. واقعیت این است که ورود واقعی به فرهنگ یا خرده فرهنگ دیگری غیر از فرهنگ خود بسیار دشوار است، حتی اگر آن فرهنگ یا خرده فرهنگ نزدیک یا مجاور فرهنگ شما باشد.

در اینجا یک مثال کوچک وجود دارد: یک میخانه نه چندان دور از خانه من در انگلیس وجود دارد که در آن افراد (عمدتاً مردان) بین 20 تا 40 سال جمع می شوند و معاشرت می کنند – یا همانطور که من تمایل دارم بگویم – ضد اجتماعی. آنها پر سر و صدا و مست هستند. به نظر می رسد شادی بلند آنها همیشه به خشونت تبدیل می شود. خنده آنها برای من هیستریک به نظر می رسد، انگار می خواهند به یکدیگر ثابت کنند که چقدر از خود لذت می برند و چقدر حال می کنند. آنها باید فریاد بزنند که موسیقی برای من چه کابوس آور است. یک صفحه نمایش ال سی دی بزرگ بازی های فوتبال را بالای سر آنها نشان می دهد که آنها را تماشا نمی کنند یا فقط گاهی اوقات تماشا می کنند.

چرا کسی بخواهد شب به شب اینگونه باشد، برای من به همان اندازه مرموز است و از نظر زیبایی شناختی بسیار کمتر از مراسم در یک صومعه بودایی است. من نمی توانم ادعا کنم که می فهمم و واقعاً برای انجام این کار کار زیادی انجام نداده ام. و با این حال این هموطنان من هستند که من با آنها چیزهای زیادی دارم و در شرایط دیگر به راحتی آنها را درک می کنم.

تلاش لازم برای ورود، چه رسد به درک یک فرهنگ به زبان دیگر، به اندازه امتحان کردن غذاهای آن نیست. حتی ملت‌ها و فرهنگ‌های آنها به اندازه انگلستان و فرانسه در درک یکدیگر مشکل دارند. علاوه بر این، فرهنگ آنها به قدری عمیق است که می توان یک زندگی کامل را صرف درک جنبه ای از آنها کرد.

در تجربه من، چندفرهنگ گرایان به ویژه به دلیل تلاش هایشان برای ورود یا درک فرهنگ هایی غیر از فرهنگ خودشان شناخته شده نیستند. قرار دادن زنگ باد در باغ با مطالعه کتاب مقدس پالی یکسان نیست. خرید کاشی ایزنیک برای تزیین خانه با مطالعه چهار مکتب فقهی در اصل یکسان نیست. بدون شک افراد با استعدادی وجود دارند که قادر به درک دو یا چند فرهنگ بسیار متفاوت هستند. و بر خلاف اویکوفوب‌های غربی، جوامع غربی مدت‌هاست که دانشمندان برجسته‌ای علاقه‌مند به فرهنگ‌های بیگانه، تا حدی که شاید در تاریخ بشر بی‌سابقه است، داشته‌اند: اما آنها همیشه یک اقلیت کوچک بوده‌اند. آنها به ندرت چند فرهنگی یا …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا