روانشناسی

رویدادهای مهم زندگی چقدر شخصیت شما را تغییر می دهند؟

Vetonethemi / Pixabay

منبع: Vetonethemi / Pixabay

تغییر ویژگی های شخصیتی رایج است. به عنوان مثال، اگر به افرادی با ویژگی های شخصیتی کم، متوسط ​​یا بالا فکر کنیم، حدود یک سوم آنها در چند سال آینده سطح خود را تغییر خواهند داد.

چرا؟

اکثر روانشناسان تصور می کنند که نحوه رفتار، تفکر و احساس افراد، تجربیات آنها را شکل می دهد. اگر چنین است، باید انتظار داشته باشیم که با تغییر شرایط زندگی، ویژگی های شخصیتی نیز تغییر کند.

اما به طرز شگفت آوری اثبات آن دشوار بود. به عنوان مثال، به ندرت شواهد روشنی وجود دارد که وقایع معمول زندگی که ممکن است برای اکثر افراد اتفاق بیفتد، ویژگی های شخصیتی آنها را به روش های قابل پیش بینی تغییر می دهد.

برخی از مطالعات نشان داده‌اند که رویدادهایی مانند طلاق، بیوه شدن یا شروع یک شغل می‌توانند باعث تغییرات صفت شوند، اما این اثرات جزئی بوده و به ندرت در مطالعات دیگر تأیید شده‌اند. رویدادهای آسیب‌زای شدید ممکن است تأثیر قوی‌تری بر شخصیت داشته باشند، اما نادر هستند و نمی‌توانند توضیح دهند که چرا تغییر ویژگی تا این حد رایج است.

اگر گیج کننده به نظر می رسد، شما در شرکت خوبی هستید – اکثر روانشناسان شخصیت نیز انتظار این کشف را نداشتند. چه خبر؟

رویای روانشناس

در حالت ایده آل، روانشناسان مایلند فهرستی از تجربیات زندگی داشته باشند که ویژگی های شخصیتی را به روشی قابل پیش بینی شکل دهد.

برای مثال، آنها – و مطمئناً کارفرمایان – ممکن است بخواهند ببینند که شروع یک شغل باعث می شود بیشتر مردم با وجدان تر شوند. آنها مایلند شواهد قانع‌کننده‌ای ببینند که شروع یک رابطه طولانی‌مدت باعث سازگاری بیشتر افراد و کمتر عصبی می‌شود. و هنگامی که فردی عصبی تر می شود، آرزو می کند که بتواند آن را به یک رویداد منفی مانند طلاق، از دست دادن شغل یا مرگ یکی از عزیزان نسبت دهد.

سپس روانشناسان می توانند پیش بینی کنند که افراد با تجربه یک رویداد چگونه تغییر می کنند. شاید آنها بتوانند تغییرات نامطلوب را با حذف تجربیات مسئول آنها کاهش دهند یا حداقل اثرات آنها را با مداخلات خنثی کنند.

اما نشد

یکی از قوی ترین مطالعات تا به امروز، ویژگی های شخصیتی هزاران بزرگسال هلندی را در طی چندین سال بررسی کرده است. شواهد کمی وجود داشت که وقایع زندگی مانند ازدواج، زایمان، طلاق یا بیوه شدن تغییرات شخصیتی قابل پیش بینی و پایداری را ایجاد کردند.

دیگر چنین مطالعاتی چندان خوش شانس نبودند. در جایی که صفات به احتمال رویدادها مربوط می شود، معمولاً به این دلیل است که افراد با ویژگی های خاصی آنها را تجربه می کنند، نه رویدادهای تغییر صفت.

این الگو با انواع دیگر تحقیقات همخوانی دارد. به عنوان مثال، زندگی در یک خانواده شخصیت فرزندان را شبیه‌تر نمی‌کند و ویژگی‌های شریک زندگی به مرور زمان شبیه‌تر نمی‌شود. و برخلاف افسانه رایج، ترتیب تولد برای شخصیت مهم نیست.

بخشی از این کمبود شگفت‌انگیز شواهد را می‌توان به خاطر محدودیت‌های پژوهشی سرزنش کرد، اما بعید است که کل داستان باشد. اگر تجربیات زندگی واقعاً ویژگی‌های شخصیتی افراد را به شکلی عمیق و قابل پیش‌بینی شکل می‌داد، دانشمندان حداقل برخی از تأثیرات آنها را تاکنون شناسایی کرده بودند.

چرا تغییر اینقدر گریزان است؟

این فقدان شواهد به طور خودکار به این معنی نیست که تجربیات معمولی به هیچ وجه بر ویژگی های شخصیتی تأثیر نمی گذارد. تغییر صفات امری رایج است و در نهایت چیزی باید باعث آن شود.

اما نتایج می تواند غیرقابل پیش بینی باشد:

  • هر تغییری می‌تواند دلایل کوچک و ظریف زیادی داشته باشد، بنابراین یافتن آنها به تحقیقات پیچیده‌تری نیاز دارد. اندازه گیری ویژگی های شخصیتی و تجربیات فراوان هزاران نفر در مقاطع زمانی مختلف می تواند به تدریج این ارتباط ها را آشکار کند. اما حتی اگر این کار را انجام دهند، این اثرات کوچک و ظریف هنوز تغییر ویژگی افراد را تا حد زیادی غیرقابل پیش بینی می کند.
  • تجربیات می توانند افراد را به طرق مختلف تحت تاثیر قرار دهند. برخی ممکن است طلاق را تجربه ای دردناک بدانند که باعث افزایش مداوم روان رنجوری می شود. دیگران ممکن است با برون‌گراتر شدن و روشن‌فکر شدن احساس رهایی کنند. اگر چنین است، تغییر ویژگی یک فرد فقط به دلیل تجربه رویدادهای خاص غیرقابل پیش بینی باقی می ماند.
  • ممکن است این اتفاقات بیرونی نباشد که افراد را تغییر دهد، اما خود افراد ممکن است تمایل به تغییر داشته باشند و اغلب با یا بدون کمک به آن دست می یابند.
  • برخی از تغییرات ویژگی ممکن است تصادفی و بدون هیچ توضیحی باشند.

دیدگاهی تاریک یا انسانی؟

دهه‌ها پیش، رابرت پلومین و دنیس دنیلز نوشتند: «یکی از چشم‌اندازهای تاریک این است که مهم‌ترین محیط می‌تواند رویدادهای غیرسیستماتیک، خاص یا تصادفی باشد… با این حال، چنین رویدادهای هولناکی می‌توانند به بن‌بستی برای تحقیق تبدیل شوند. “

وقتی نوبت به پیش‌بینی تغییر در ویژگی‌های شخصیتی بر اساس رویدادهای عادی زندگی می‌رسد، این چشم‌انداز تلخ ممکن است محقق شده باشد. رویدادهای زندگی می توانند ما را تغییر دهند، اما نه به روشی قابل پیش بینی.

اما من پیام انسان گرایانه تری در آن می بینم:

  • اگر شخصیت ما به طور قابل پیش بینی با قرعه کشی تجربیاتی که زندگی به ما می دهد شکل می گرفت، کاملاً ناعادلانه بود. تصور کنید که یک نفر شغل خود را از دست می دهد و در نتیجه اعتماد به نفس خود را از دست می دهد، در حالی که دوستش لذت می برد …
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا