روانشناسی

چرا لاف می زنیم؟ | روانشناسی امروز

هر کس از فخر فروشی می داند باید از آن بترسد، زیرا چنین می شود که هر فخر فروشی خری محسوب می شود.. شکسپیر

هیچ کس لاف زدن را دوست ندارد. در واقع، تعریف این اصطلاح و مفهوم آن مستلزم ارزیابی منفی است. اما با وجود آسیب های اجتماعی، رجزخوانی از بین نرفت. چطور می تواند باشد؟

لاف زدن نوعی خودفروشی است و خودفروشی بنا به تعریف بد نیست. کاربردهای خود را دارد. دانش‌آموزان گفتار متقاعدکننده یاد می‌گیرند که باید مراجع خود را ایجاد کنند، یعنی دانش خود را از موضوعی که قرار است در مورد آن بحث کنند. خوانندگان حسن نیت مشتاق یادگیری هستند و از ادعاهای معتبر تخصص قدردانی خواهند کرد. می بینید، گاهی اوقات ما مجبور می شویم بوق خودمان را بزنیم، زیرا هیچ کس دیگری قرار نیست این کار را برای ما انجام دهد – و وقتی این کار را انجام دهیم، یک مزیت به دست می آوریم.

با این حال، لاف زدن با اظهارنظرهای کارشناسی متفاوت است. لاف زدن غیر منطقی است. او به دنبال تشویق تماشاگران است و در ازای آن چیزی ارائه نمی دهد. وقتی لاف‌ها بدون ایجاد ارزش برای مخاطب از خود راضی هستند، باید بدانند که وقت آن رسیده است که ترمز کنند.

با این حال، مخاطبان ممکن است ببخشند یا نادان باشند، و ممکن است این را لاف بزنند. تحقیقات نشان می‌دهد که صرف ادعای اینکه یک استعداد یا مهارت بالاتر از حد متوسط ​​است، ناظران را وادار می‌کند که یک مدعی را شایسته درک کنند – حداقل تا زمانی که ادعا نادرست باشد (هک و کروگر، 2016). به عبارت دیگر، لاف زدن می تواند کارساز باشد زیرا مخاطب (هنوز) اطلاعات کافی برای ارزیابی عینی رجزخوانی ندارد.

لاف‌زنان ممکن است سعی کنند واکنش مخاطب را نسبت به خودنمایی پرشور خود پیش‌بینی و مدیریت کنند، و در اینجا میل به واقعیت تبدیل می‌شود. اسکوپلیتی و همکاران (2015) نشان داده اند که لاف زدن شکاف هایی در همدلی دارد که آنها از آن آگاه نیستند. آنها احساسات مثبتی را در آنها ایجاد می کند که باعث افتخار آنها نسبت به دیگران می شود، غافل از اینکه دیگران به اندازه خودشان به آنها اهمیت نمی دهند. مغرورها هزینه شهرت را متحمل می شوند، زیرا از پذیرش چشم اندازها ناتوان هستند.

تمجید از خود، یا خودستایی، بیان غرور است. در دوران روشنگری، دیوید هیوم نسبت به دیدگاه مشترک بسیاری از فیلسوفان در آن زمان که ابراز غرور لزوماً نشانه ای از غرور یا، به قول او، شکوه بیهوده است، تردید داشت. هیوم (1776/2015) استدلال کرد که غرور یا لذت طلبی علت اعمال نیک نیست، یعنی اعمال با فضیلت، محصول فرعی باطل نیستند، بلکه لذت از خود راضی ناشی از اعمال نیک است. هیوم استدلال کرد که وقتی ما با فضیلت عمل می کنیم، احساس غرور یا رضایت از نظر اخلاقی موجه است. چرا بعد از انجام کارهای خوب احساس خوبی ندارید؟

تحقیقات اخیر نشان می دهد که حق با هیوم و فیلسوفانی است که او مورد انتقاد قرار داده است. در یک سری مطالعات، جسیکا تریسی و همکارانش تمایز بین غرور واقعی و متکبرانه را آشکار کردند (مرکادانته و همکاران، 2021 را ببینید). در حالی که غرور واقعی مبتنی بر موفقیت در تلاش است (آنچه هیوم عمل فضیلت‌آمیز نامید)، غرور مبتنی بر ایده برتری درونی شخص است.

ناظران می توانند تفاوت را ببینند. به عنوان مثال، آنها می توانند بین تکبر و غرور واقعی و تفاوت در وضعیت بدن و بینایی تمایز قائل شوند (به عنوان مثال، لاف زدن به احتمال زیاد به شما نگاه می کند که گویی نیاز به تایید دارد).

این تحقیق همانطور که جالب است، به این سوال باز می گردد که چرا لاف زدن خود حذفی نیست. آیا برخی از فاخرها می توانند به عنوان مخاطب ستایشگر خود، خودکفا باشند؟ چنین افرادی فقط به دیگران نیاز دارند تا شاهد رضایت آنها باشند. این دیگران نیازی به حمایت از او ندارند. دیگر فاخرها، با کمربند لرزان تر، نیاز دارند که مخاطب با آنها موافق باشد. آنها سعی می کنند با استفاده از تاکتیک هایی مانند تعریف و تمجید، تأیید را دریافت کنند.

لاف‌زنان پیچیده از ظرافت‌های ظریف استفاده می‌کنند تا به شدت خود را با تمجید و تمجید غرق کنند (کروگر، 2017). آنها مانند محمد علی شجاعانه اعلام نمی کنند که بزرگترین هستند. آنها فقط به شما اطلاع می دهند که اشخاص ثالث، به ویژه آنهایی که سطح بالایی دارند، قبلاً این سخاوت را انجام داده اند. به عنوان مثال، در وب سایت برخی از دانشمندان، می توانید لیستی از جوایز را بیابید، اعتبار این جوایز را برجسته کنید (اگر نمی دانید) یا حتی این واقعیت را برجسته کنید که شخصی که خود را توصیف می کند اولین کسی است که برنده این جایزه شده است. جایزه بسیار معتبر بدون اینکه هرگز بگوییم آن شخص واقعا چه کاری انجام داده است تا این جوایز را دریافت کند.

این استراتژی برای به رخ کشیدن شهرت موجود متأسفانه خود محدود کننده است. در نهایت، مخاطبان باهوش خواهند پرسید: “در واقع چه کار می کنی؟” معروف بودن معنا ندارد. به قول شکسپیر، لاف زدن به صورت الاغ (یعنی الاغ) نشان داده می شود. با این حال، این احتمال وجود دارد که مخاطبان کم‌تقاضا، حداقل تا زمانی که مجبور به پرداخت هزینه باشند، از اجراها راضی باشند. شاید همین برای لاف زدن کافی باشد.

در نتیجه، روانشناسی به لاف زدن آرامش چندانی نمی دهد. استیون هاوکینگ حکم بارد را بیشتر عامیانه گرفت: …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا