روانشناسی

چرا مردان سعی می کنند بگویند “دوستت دارم”

Bingodesigns / pixabay

سیلوئت 2 نفری که در غروب خورشید روی قایق نشسته اند

منبع: Bingodesigns / pixabay

وقتی من بچه بودم، پدر و مادرم در مورد زبان بسیار بحث و جدل بودند. به عنوان مثال، هر بار که با شور و شوق اعلام می کنم که “عاشق” سس گوجه فرنگی هستم، یکی از والدینم مطمئناً با این سوال که “آیا با سس گوجه فرنگی ازدواج می کنی؟” آنها به من دستور دادند که کلمه “عشق” برای احساساتی است که شخص در مورد شریک زندگی دارد و بنابراین نباید برای چیزی به اندازه سس کچاپ از آن استفاده کرد. مشکل تعصب زبانی والدینم این بود که آنها هرگز جایگزینی ارائه نکردند. “من واقعاً سس گوجه فرنگی را دوست دارم” فقط احساسات پرشور من را در مورد سس گوجه به طور کامل نشان نداد.

بسیاری از مردان دگرجنسگرا مانند بزرگسالان در روابط عاشقانه با مشکل مشابهی روبرو هستند.

همانطور که رابطه رشد می کند و احساسات بالغ و توسعه می یابد، بسیاری از مردان دگرجنسگرا به زودی فاقد کلماتی برای توصیف احساس خود هستند. مانند زمانی که من کودک بودم، “من تو را خیلی دوست دارم” برای توصیف احساسی که کسی به کسی که در 9 ماه گذشته با او خوابیده است، چندان مناسب به نظر نمی رسد. گفتن «دوستت دارم» به شریک زندگی‌تان ممکن است قدم منطقی بعدی به نظر برسد، اما این کلمات در فرهنگ ما معانی زیادی دارند که هم مردان و هم زنان را در استفاده از آنها تردید می‌کنند.

از آنجایی که ما فقط یک کلمه “عشق” برای توصیف طیف گسترده ای از احساسات داریم، و از آنجایی که مانند والدینم، اجتماعی شده ایم تا عشق را با ازدواج یکی بدانیم، بسیاری از زوج های دگرجنس گرا بر سر اینکه چه کسی این کلمه را اول استفاده می کند دچار اختلاف شده اند. . زنان طوری اجتماعی شده‌اند که معتقدند ازدواج چیزی است که زنان می‌خواهند و مردان نمی‌خواهند، بنابراین در گفتن «دوستت دارم» از ترس اینکه شریک زندگی‌شان آن را به عنوان پیشنهاد ازدواج بشنود تردید دارند و به کوه می‌روند. مردان نیز به طور مشابه اجتماعی شده اند و معتقدند که ازدواج چیزی است که آنها دوست ندارند و باید تا زمانی که ممکن است از آن اجتناب کنند. مردان در استفاده از کلمات “دوستت دارم” تردید دارند، زیرا از این می ترسند که این تصور را ایجاد کنند که بیرون آمدن حلقه فقط موضوع زمان است.

تئوری فمینیستی به مردان و زنان راهی برای خروج از این اسارت ارائه می دهد.

در نظریه فمینیستی، تجربه عاطفی رابطه ای است، به این معنی که احساساتی مانند عشق، تجربیاتی نیستند که یک فرد داشته باشد، بلکه تجربیات متقابلی است که بین دو نفر به اشتراک گذاشته می شود.

این رویکرد بلافاصله مرد را از گرفتار آزاد می کند. مردها مجبور نیستند در انزوا با هم دعوا کنند و سعی کنند کلمه مناسب را به تنهایی برای توصیف احساسشان نسبت به شریک زندگی خود بیابند. عشق تجربه ای است که بین دو نفر مشترک است. هر آنچه که هر مردی احساس می‌کند، نسخه‌ای است که دو نفر در یک رابطه احساس می‌کنند. هر دوی آنها باید با هم کار کنند تا کلمات مناسب برای توصیف احساس خود پیدا کنند.

از منظر رابطه‌ای، تنها از طریق روابط صمیمانه می‌توانیم به خودمان تبدیل شویم. هرکسی پتانسیل طیف کاملی از تجربیات عاطفی را دارد. همه ما قادریم هر چیزی را احساس کنیم، اما این پتانسیل فقط در روابط زنده می شود. به عنوان مثال، من می توانم خودم را فردی بدانم که عصبی نیستم. صرف نظر از شرایط، من به خودم افتخار می کنم که هرگز عصبی نمی شوم. با این حال، اگر روزی همسرم اعلام کند که عاشق مرد دیگری است و بچه‌ها را به آلاسکا ببرد تا با او باشند، امیدوارم بفهمم که واقعاً می‌توانم احساس عصبانیت کنم، درست مثل بقیه.

با عشق همینطوره

هر کس این توانایی را دارد که شخص دیگری را دوست داشته باشد. ما در مورد این توانایی فقط در روابط صمیمی یاد می گیریم. یکی از بزرگترین چیزهای عشق این است که شما را به یک شخص بزرگتر تبدیل می کند، بیشتر از خودتان. از این منظر، مردها نباید آنقدر نگران باشند که بگویند «دوستت دارم»، زیرا عشق فقط به احساسی که نسبت به طرف مقابل دارید نیست، بلکه به احساس شما در رابطه با خودتان نیز مربوط می شود. از این منظر، «دوستت دارم» واقعاً به معنای «وقتی با تو هستم خودم را دوست دارم» است که باید برای مردان بسیار کمتر تهدید کننده باشد.

این مقاله همچنین در پروژه Goodmen ظاهر شد و گزیده ای از آن بود پنهان در نمای آشکار: ترس مردانه از زنان چگونه روابط صمیمانه آنها را شکل می دهد (Permanent Impact Press، 2021).

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا