اقتصادی

چه کسی با چنین دوستانی به دشمن نیاز دارد؟

تعداد کمی از رئیس جمهورها به اندازه دونالد ترامپ، حمایت گرایی خود را در پرچم آمریکا پیچیده اند. اما همه روسای جمهور اخیر خط طولانی سیاست های حمایت گرایانه را ادامه داده اند و جو بایدن به وضوح در این لیست قرار دارد.

چنین سیاستی حداقل تا حدی بر این فرض استوار است که تولیدکنندگان “خوب” آمریکایی باید به خاطر کشورمان با تولیدکنندگان “بد” خارجی به شیوه ای خاص رفتار کنند. اما این یک گروه مهم را از معادله سیاسی حذف می کند – مصرف کنندگان آمریکایی. و منافع مشترک ما به عنوان مصرف کننده چیزی است که ما را بیشتر متحد می کند. در نتیجه، همانطور که لئونارد رید بیان می کند، “منافع مصرف کننده مقدمه ای است که تمام استدلال های اقتصادی باید بر آن استوار شود” و به این دلیل که “منافع من به تدریج با افزایش کالاها و خدماتی که می توان در ازای آن به دست آورد تامین می شود.” پیشنهادات من… به عنوان یک مصرف کننده، آزادی را انتخاب می کنم».

متأسفانه، تاریخ حمایت گرایی میهن پرستانه، دوستان و دشمنان مصرف کنندگان آمریکایی را گیج می کند. دشمنان فرضی ما، تولیدکنندگان خارجی، در واقع دوستان ما هستند و دوستان فرضی ما، تولیدکنندگان داخلی و دولت آمریکا، در واقع دشمنان ما هستند.

چگونه تولیدکنندگان داخلی اغلب دشمن مصرف کنندگان داخلی هستند؟ محدود کردن رقابت برای حمایت از مصرف کننده، افزایش قیمت و سود آنها به ضرر مصرف کنندگان به نفع آنهاست. همانطور که آدام اسمیت در کتاب خود اشاره کرد دارایی ملت ها“افراد در یک صنعت به ندرت دور هم جمع می شوند … اما گفتگو به یک توطئه علیه جامعه یا راهی برای افزایش قیمت ها ختم می شود.” بنابراین، اسمیت از رقابت در بازار حمایت کرد و در عین حال از رفتار کارآفرینانی که ترجیح دادند آن را محدود کنند، انتقاد کرد. رقابتی که برای پیشنهاد داوطلبانه همه آزاد است، توانایی کسب و کارها را برای سوء استفاده از مصرف کنندگان تضعیف می کند.

از سوی دیگر، تنها دوستان واضح مصرف کنندگان کسانی هستند که ترکیب بهتری از قیمت و محصول را به آنها ارائه می دهند. آنها با بهبود پیشنهادات دیگران، از منافع خریداران حمایت می کنند. با این حال، تولیدکنندگان داخلی اغلب این افراد خیر مصرف کننده را دشمنان سرسخت خود می دانند.

نکته مهم این است که تاریخ نشان داده است که ایجاد و حفظ تبانی مؤثر علیه رقبا به دلیل دشواری ایجاد و حفظ توافق در مورد سیاست‌ها و فعالیت‌های متعدد، کنترل انگیزه‌های اعضا برای «تقلب» چنین توافق‌هایی و کنار گذاشتن شرکت‌کنندگانی که این کار را انجام می‌دهند، بسیار دشوار است. از آنها پیشی گرفت بازرگانان که به حال خود رها می شوند، اغلب در چنین تلاش هایی شکست می خورند.

به همین دلیل است که دولت ما هنگام ایجاد یا حفظ سیاست حمایتی، دشمن مصرف کنندگان داخلی نیز هست. دولت می تواند با این گونه تبانی ها علیه منافع مصرف کننده برخورد موثرتری داشته باشد زیرا می تواند از اجبار استفاده کند. می‌تواند از تلاش‌های ملی ضدرقابتی از طریق مقررات (مانند دستورات بازاریابی کشاورزی و حمایت از قیمت محصولات کشاورزی) و موانع دولتی برای ورود و رقابت (مانند محدودیت‌های صدور مجوز)، و همچنین عوارض واردات، سهمیه‌بندی و سایر محدودیت‌ها (مثلاً سیاست‌های حمایت‌گرایانه که تظاهر به این موضوع می‌کنند) حمایت کند. حفاظت از سلامت) و امنیت) برای محدود کردن رقابت خارجی.

یا می توانید آن را به شکل دیگری بیان کنید: “چه کسی با دوستانی مانند این نیاز به دشمن دارد؟” که کتاب نقل قول از ییل جو آدامز کمدین اعتبار.

خوشبختانه، افراد بد تاریخ حمایت گرایی میهن پرستانه، تولیدکنندگان خارجی، در واقع دوستان مصرف کنندگان آمریکایی هستند. دلیل آن این است که تنها راه آنها برای ترغیب آمریکایی ها به خرید از آنها، ارائه یک معامله بهتر از آنچه در داخل کشور موجود است، است. این بدان معناست که تنها راه آنها برای پیگیری منافع خود این است که: عمل کنید به عنوان دوستان مصرف کنندگان آمریکایی، بر خلاف تولیدکنندگان آمریکایی که آنها را هدف قرار می دهند و توسط دولتشان تحریک می شوند.

داستان یک تهیه‌کننده آمریکایی در مقابل یک تهیه‌کننده خارجی، که در آن وطن‌پرستی ظاهراً ما را به ترجیح تولیدکنندگان «مان» بر تولیدکنندگان «آنها» سوق می‌دهد، نکته اصلی را از دست می‌دهد. ماهیت حمایت گرایی این است که تولیدکنندگان ما با دولت ما توطئه می کنند تا به مصرف کنندگان ما آسیب برسانند. و هنگامی که اثرات منفی را بر مصرف کنندگان داخلی در نظر می گیریم، داستان حمایت گرایانه میهن پرستانه را از بین می برد، زیرا میهن پرستی به این معنا نیست که دولت ما باید به تولیدکنندگان ما کمک کند تا در بازی انتقال ثروت منفی از مصرف کنندگان ما التماس کنند.

لحن نادرست حمایت‌گرایی میهن‌پرستانه نیز با تصویری تحریف‌شده از کسری‌ها و مازاد تجاری تقویت می‌شود، که در آن خروج مطالبات مالی همراه با کسری‌های تجاری کشورها ثابت می‌کند که شهروندان آن‌ها آسیب دیده‌اند. این دیدگاه نادرست است.

برای هر فرد درگیر، هر معامله ارزش مازادی نسبت به هزینه ایجاد می کند. تا زمانی که داوطلبانه باشد و شامل استفاده از زور یا کلاهبرداری نباشد، همه شرکت‌کنندگان برای چیزی که به دست می‌آورند بیشتر از چیزی که از دست می‌دهند ارزش قائل هستند. اگر کشوری کسری تجاری داشته باشد، این موضوع اصلاً تغییری نمی کند، همانطور که مازاد تجاری من با کارفرما و کسری تجاری من با سوپرمارکت های زنجیره ای وضعیت من را بدتر نمی کند. بنابراین، اگر هر کس به چشم خود سود می برد، چقدر به ناعادلانه آمریکایی ها آسیب می بینند؟ همانطور که هنری جورج …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا