اقتصادی

ژوئن برای همه آمریکایی ها چیست؟

از آنجایی که کشور جشنواره ای به نام ژوئن تین را جشن می گیرد، طبیعی است که به تجربه و مبارزات جاری آمریکایی های آفریقایی تبار به عنوان بخشی از تجربه کلی آمریکا فکر کنیم. این امر با این واقعیت نشان می دهد که حتی اول ژوئن به عنوان روز مستقل استقلال برای بردگان سابق جشن گرفته می شود. برای کسانی که با مفهوم ژوئن آشنا نیستند، شاید تاریخچه مختصری لازم باشد. در 1 ژانویه 1863، پرزیدنت آبراهام لینکلن اعلامیه رهایی را صادر کرد، که حکم داد همه افرادی که در ایالت های شورش علیه اتحادیه به عنوان برده نگهداری می شوند، با دستور اجرایی آزاد هستند. در بسیاری از نقاط جنوب، نیروهای اتحادیه از میان شهرها و مزارع راهپیمایی کردند و اخبار آزادی ادعایی را که اکنون به مردم برده شده اعطا شده است، منتشر کردند. این احساس کاملاً خوشایند بود، قطعاً به آمریکایی های آفریقایی تبار – آزاد و برده – که در کلیساها و خانه های شخصی در سراسر آمریکا برای خدمات برج مراقبت جمع شده بودند و در آنجا منتظر اخبار اعلامیه بودند، احساس سرخوشی می کرد. با این حال، در واقعیت، فرمان لینکلن چیزی فراتر از Legerdemain و تئاتر سیاسی بود.

این فرمان تنها در ایالت هایی که از اتحادیه جدا شده بودند، بردگان را آزاد کرد و بردگی همچنان در کشورهای مرزی وفادار به اتحادیه فعال بود. علاوه بر این، برای ایالت های کنفدراسیونی که قبلاً تحت کنترل اتحادیه بودند، معافیت هایی در نظر گرفت. البته، آزادی برای بردگانی که هنوز تحت کنفدراسیون بودند، کاملاً به پیروزی نظامی شمال وابسته بود. وارد تگزاس شوید. به دلیل محاصره نسبتاً مؤثر، غربی ترین ایالت کنفدراسیون تا ژوئن 1865 تحت کنترل اتحادیه قرار نگرفت. برده داران تگزاس از فرمان لینکلن اطلاع داشتند. آنها فقط زحمت صحبت کردن در مورد چیزهای خود را نداشتند تا مبادا بیقرار شوند و کنترل آنها سخت شود. در ماه نوزدهم، حدود 2000 سرباز اتحادیه تحت فرماندهی سرتیپ. ژن گوردون گرنجر وارد گالوستون شد. گرنجر از بالکن مقر سابق کنفدراسیون تگزاس این پیام را ارائه کرد که حدود 250000 روح در زندان اکنون آزاد هستند. حتی معمولی‌ترین دانشجوی تاریخ آمریکا می‌داند که شبح برده‌داری تا تصویب متمم سیزدهم واقعاً ناپدید نشد. اما در جامعه آفریقایی-آمریکایی – به ویژه در جنوب – جشن گرفتن 19 ژوئن مرسوم شده است که البته به 13 ژوئن کوتاه شده است.

اکنون باید مشخص باشد که چرا ژوئن برای سیاهپوستان در آمریکا مهم است، اما چرا برای بقیه مهم است؟ فردریک داگلاس، نویسنده و سخنران بزرگ الغا، یک بار سؤال مشابهی در مورد ارزش روز استقلال برای کسانی که زیر بار برده داری به سر می برند، پرسید. در 5 ژوئیه 1852، در جلسه انجمن علیه برده داری زنان در روچستر، که در سالن کورینتیان در روچستر، نیویورک برگزار شد، داگلاس سخنرانی معروف خود را با عنوان “چهارم ژوئیه برای برده چیست؟” او در آن از شجاعت و خرد کسانی که جان خود را برای به دست آوردن استقلال از اربابان انگلیسی خود به خطر انداختند، تمجید کرد و خاطرنشان کرد که اگرچه این بالاترین فضیلت نبود، اما کمیاب و باشکوه بود. با این حال، داگلاس نمی‌توانست توجه کند که مزایای این فضایل به گونه‌های او سرایت نمی‌کند:

من یا کسانی که نماینده آنها هستم چه ربطی به استقلال ملی شما داریم؟ هموطنان، مرا ببخشید، اجازه دهید بپرسم چرا امروز برای سخنرانی اینجا فراخوانده شده ام؟ من یا کسانی که نماینده آنها هستم چه ربطی به استقلال ملی شما داریم… نعمت هایی که امروز به آنها شادی می کنید، لذت بردن از قدرت شما در کنار هم نیست. میراث غنی عدالت، آزادی، رفاه و استقلال به جا مانده از پدران شما متعلق به شماست نه من.

داگلاس از آزادی های ذینفعان طلاق از امپراتوری بریتانیا پشیمان نشد. او به عنوان یک برده فراری، اگر نگوییم همه، از بسیاری از این آزادی ها برخوردار بود. با این حال، در این ملت، که ظاهراً در آزادی تصور می‌شود و متعهد به این ادعاست که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند، «ناله‌ی غم‌انگیز میلیون‌ها» بر برده‌داری آنها فریاد زد. جشن استقلال برای کسانی که استقلال کمی برای جشن گرفتن نداشتند بی معنی بود. مطمئناً بردگانی بودند که به سطوحی از موفقیت و استقلال دست یافته بودند. در آغاز جنگ 1812، برده ای از کنتاکی به نام فرانک مک وورتر از آزادی خود برای «اجاره» شدن استفاده کرد و اجازه داد بخشی از درآمد خود را برای ساختن کارخانه نمکدان نگهداری کند. در طول این جنگ خاص، مک وورتر کارخانه را به یک کارخانه باروت تبدیل کرد و او را قادر ساخت تا آزادی همسرش را در سال 1817 و آزادی خود را در سال 1819 خریداری کند.

البته این تجربه اکثر بردگان نبود، به همین دلیل است که ژوئن اهمیت دارد. در دوران بازسازی پس از جنگ داخلی، پس از اصلاحیه سیزدهم، آمریکایی های آفریقایی تبار می توانستند رای دهند، دارایی باشند، نامزد شوند، از اماکن عمومی استفاده کنند و در غیر این صورت از امتیازات شهروندان کاملاً دارای حق رای برخوردار شوند. مگر اینکه کسی بومی بومی (و تا حد زیادی یک زن) باشد، این نزدیکترین فرد به …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا