اقتصادی

کاروان! | AIER

آمریکایی‌های حدوداً 45 ساله یا بیشتر ممکن است خاطرات مبهمی از آهنگ اواسط دهه 1970 به نام «کاروان» داشته باشند. این بخش اردوگاهی از ژانر به نام Outlaw Country بود که از رادیو CB و اصطلاحات تخصصی (10-4 دوست خوب) استفاده کرد و سپس در سراسر کشور پخش شد. من می‌توانم هر خط را با جزئیات پیچیده برای شما توضیح دهم، حتی در مورد کلاهبرداری‌ها، اما در عوض روی نقطه اوج آهنگ تمرکز می‌کنم، زمانی که یک کاروان قدرتمند متشکل از هزار کامیون فریاد از خط جرسی عبور می‌کنند و دروازه عوارضی 98 را در هم می‌کوبند.

بسیار شبیه به The Night Chicago Died اثر Paper Lace، یک تصنیف طرفدار پو که از منظر پسر پلیسی که در یک تیراندازی حماسی با باند آل کاپون شرکت می کند، روایت می شود، کاروان یک حادثه خاص را به تصویر نمی کشد، بلکه خاطرات عامیانه را برای تنظیم آن تداعی می کند. توده های خلقی فقدان ویژگی در “کاروان” به طور بالقوه کیفیتی جاودانه به آهنگ می بخشد، اما تعداد کمی در رابطه با آن به آن اشاره می کنند. حماسه کاروان هایی که در حال حاضر علیه سیاست کانادا در اتاوا و چندین گذرگاه مرزی اعتراض می کنند. راستش را بخواهید، «ما نباید آن را بگیریم» از Twisted Sister، که توسط معترضان در ایرلند خوانده شده، بسیار جذاب تر است.

اما مسلماً کاروان آزادی چیزی فراتر از یافتن سرود مناسب برای جنبش ضد فرمان‌دهی است. چیزی که به عنوان یک نمایش بسیار دیرهنگام از تعهد متقابل شروع شد، تبدیل به نسخه بزرگسالی از یک جنبش «اشغال» شده است، مانند جنبشی که شهرهای بزرگ ایالات متحده را در سال 2011 فرا گرفت و سیاتل و پورتلند را در سال 2020 شکست.

من می گویم “بزرگ” زیرا کامیون داران در چادرهای پیاده رو زندگی نمی کنند، انگشتان خود را قفل نمی کنند یا در روزهای گرم استراحت نمی کنند و اعلامیه های بی معنی استقلال می دهند یا مطالبات سیاسی مبهم ارائه می کنند. رانندگان در دمای انجماد خطرناک بوق می زنند و در عین حال تجارت داخلی و بین المللی کانادا را مختل می کنند. مهمتر از همه، آنها یک خواسته روشن و عادلانه دارند: آزادی!

معترضان در کاروان خواهان رهایی از محدودیت ها و دستورات بیهوده و غیرعلمی کووید و آزادی از طبقه حاکمه ای هستند که قوانین خود را نادیده می گیرد و با مردم عادی کانادا با تمسخر و بی احترامی رفتار می کند و تظاهرکنندگان واقعاً صلح آمیز را به عنوان اعضای گروهی از سفیدپوستان نشان می دهد. برتری گرایان رهبران کانادایی به جای استفاده از اعتراضات به عنوان راهی برای حفظ چهره و پایان دادن به سیاست‌های بی‌معنای کووید، بار دیگر دو چندان شدند. امروز خیلی آسان است که بدترین اتفاق برای سیاستمداران از دست دادن شغلشان باشد.

کانادا سابقه طولانی اعتراضات علیه رهبران فاسد، از جمله شورش های 1837-1838، اگر تا حد زیادی فراموش شده باشد، دارد. مانند آمریکایی‌ها، کانادایی‌ها نیز در تسلیم شدن به سیاستمداران متعصب در برابر چارواری شبانه یا «موسیقی خام» تردیدی ندارند. در آشکارترین موارد، آنها اموال شخصی سیاستمداران را ویران کردند، از جمله آتش زدن خانه های آنها یا کشیدن آنها با طناب، که برای همسایگان امن تر بود و هزینه های بازسازی را کاهش داد. نکته این بود که سیاستمداران باید شخصاً هزینه می‌کردند، اگر آنها و کسانی که به دنبال آنها در مقام رهبری قرار گرفتند، درسی را از نو یاد بگیرند که فراموش کرده بودند خدمتگزار مردم هستند، نه ارباب آنها.

به عنوان خدمتگزار مردم، اگر رهبران آنقدر مردم را خشمگین کنند که آنها را وادار به انجام اقدامات افراطی، مانند تعطیلی هفتگی مقرهای دولتی کنند، باید با شرمندگی استعفا دهند. نخست وزیر ترودو نه از ترس جانش، بلکه از شرم از پایتخت گریخت. به محض اینکه این 10000 کامیون فریاد می زدند به اتاوا، شکست رهبری او برای همه قابل لمس بود.

هزاران شهروند کانادایی از آن زمان (به معنای واقعی کلمه از طریق تلفن) برای برکناری ترودو تماس گرفتند. شاید یک سرزنش دیگر، معادل پارلمانی درخواست تجدیدنظر، کانادایی‌ها را از دستورات واکسن رها کند، که در این مرحله منطقی‌تر از قطع عضو نیویورکی‌ها برای جلوگیری از سیل اخیر قتل‌ها در سکوهای مترو نیست.

اما اگر اخراج شدن از سمت و به دست آوردن معاملات پرسود کتاب، تلویزیون و سخنرانی تنها چیزی است که برای ظالمان اتفاق می افتد، چه چیزی می تواند نخست وزیر بعدی، مانند فرماندار جدید نیویورک را از پیگیری سیاست های ناعادلانه و ناموفق باز دارد؟ من اخیراً برای آژانس‌های بهداشتی شکست خورده «فیزلیک» (جایگزینی) را پیشنهاد کردم، اما با رهبران آنها چه می‌توان کرد؟

هیچ کس نمی‌خواهد به خشونت فکر کند، حتی آزادی‌خواهانی که می‌دانند اصل عدم تهاجم یک راهبرد «محافظه» است و نه صلح‌طلبی مطلق. بنابراین، من یک بار دیگر اجرای مکانیزم پیوند را پیشنهاد می کنم. به جای اینکه صرفاً به قانون اساسی (یا منشور حقوق کانادا) سوگند بخورند، سیاستمداران باید تمام دارایی خالص خود را متعهد کنند که قانون را زیر پا نمی گذارند. این باید آنها را نسبت به آزمایشات سیاسی مانند محاصره و واکسیناسیون اجباری دسته جمعی در طول یک بیماری همه گیر خجالتی کند، که دقیقاً همان چیزی است که مردم به آن نیاز دارند.

رابرت ای رایت

رابرت ای رایت

رابرت ای رایت محقق ارشد موسسه تحقیقات اقتصادی آمریکا است.

او (همکار) نویسنده یا (همکار) ویراستار بیش از بیست مورد عمده …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا