روانشناسی

3 افسانه آزاردهنده در مورد اختلالات شخصیت

رابین هیگینز / Pixabay

منبع: رابین هیگینز / Pixabay

اختلالات شخصیت (PDO) یکی از بدفهم‌ترین و داغ‌ترین حالت‌های ذهنی است. بخشی از دلیل آن این است که آنهایی که سرگرم کننده هستند با فعالیت تهاجمی و نمایشی مشخص می شوند و برای اثرگذاری کاریکاتور می شوند. روز نادری است که با فردی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی روبرو شوید که به اندازه شخصیت گلن کلوز در فیلم سمی است. شیفتگی کشندهیا خودشیفته ای بدخواه مانند نقش لئوناردو دی کاپریو در گرگ در وال استریت.

متأسفانه چنین چهره هایی به فرهنگ عامه القا می کردند که … است که به معنی PDO است، و هر گونه ذکر یک “اختلال شخصیت”، بدون ذکر دو مورد بالا، باعث می شود که بسیاری از افراد پاسخ رد مشروط داشته باشند. علاوه بر این، فروشندگانی که در مورد چالش‌هایی که PDO اغلب برای کارشان ایجاد می‌کنند اغراق می‌کنند، این انگ را می‌توان تداوم بخشید، زیرا اگر جمعیتی که شما آماده کار با آن نباشید، واقعاً ناامیدکننده است. دریافته‌ام که اغلب واکنش‌های ناامیدکننده ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی است، مانند پیشنهاد به بیمار که اگر بخواهد می‌تواند خود را در لحظه کنترل کند (Linehan, 2006; Shannon, 2019) یا اینکه ارائه دشوار آنها شخصی است. دشوارتر از حد لازم است و بیمار “غیر قابل درمان” در نظر گرفته می شود.

علاوه بر افسانه لاعلاج بودن، سه مفهوم دیگر از آسیب شناسی شخصیت وجود دارد که به انگ زدن و عدم برخورد با چنین افرادی کمک می کند و باعث تداوم نگاه ناامیدکننده و منفی نسبت به آنها می شود.

1. علت اختلالات شخصیت ناشناخته است. اگر تا به حال مطالب آنلاین در مورد اختلالات شخصیت را مرور کرده باشید، با این جمله اشتباه مواجه شده اید: “دانشمندان هنوز مطمئن نیستند که چه چیزی باعث اختلالات شخصیت می شود.”

این باعث می‌شود به نظر برسد که PDO‌ها به طور خود به خود ظاهر می‌شوند، و به معمای جمعیتی که قبلاً انگ شده‌اند می‌افزایند و تصوری را تقویت می‌کنند که نمی‌توان به طور مؤثر با آن کار کرد. گویی انتظار می رود که دانشمندان روزی در کمین اعماق عصب روانی، مدارهای آسیب دیده ای را که هنوز کشف نشده اند، کشف کنند، شبیه به مکانیسم پین بال که دیوانه شده است، و ترکیبی از موانع آسیب دیده از آنها منعکس می شود تا این امر را دیکته کنند. آن اختلال شخصیت

این تمایل آشکار برای کشف یک علت جهانی مطلق، امید به نوعی بینایی نزدیک‌بینانه از یک مبنای کاملاً فیزیولوژیکی شرایط را نشان می‌دهد. به این ترتیب، می‌توان آن را با یک قرص یا جراحی درمان کرد، درست همانطور که تئوری نوشداروی سروتونین بر افسردگی غلبه کرد، و ما می‌دانیم که چگونه پیش رفت. اگر چیزی بیشتر از آن دوران در روانپزشکی نباشد، ما آموخته ایم که نسخه برای افسردگی مجموعه ای پیچیده تر و متنوع تر از اجزای تجربی و ژنتیکی است که در ابتدا تصور می شد.

از نظر شخصیتی، این یک علت شناسی مشابه است که شاید به بهترین نحو توسط متخصص شخصیت دکتر جوزف شانون (2019) خلاصه شده است. وی بیان کرد که شخصیت از دو چیز تشکیل شده است: الف) اشیاء یا صفات موروثی یا مجموعه ای از صفات خلقی و ب) تجربیات آموخته شده به نام عادت ها که مجموعه آنها را شخصیت فرد می نامند.

بنابراین، اختلال شخصیت، مواجهه با آسیب‌پذیری ژنتیکی مانند اضطراب و تکانشگری، مواجهه با برخی تجربیات آزاردهنده اولیه زندگی است که طرحواره‌ای اساسی در مورد خود، دیگران و نحوه عملکرد جهان شکل می‌دهد. این در الگوی اساسی همه جا حاضر روابط غیرقابل انعطاف و ناسازگار متبلور می شود. در حالی که همه تجربیات آزاردهنده اولیه روابط یکسان نیستند، اختلالات شخصیتی مختلف تمایل دارند انواع مشابهی از تعارضات اولیه روابط داشته باشند که همه چیز را به حرکت در می آورد. مثلا:

  • افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی همواره با انواعی از رها شدن یا رویدادهای دیگری مواجه می‌شوند که باعث می‌شود آنها را قربانی شناسایی کنند و نسبت به رها شدن بیشتر حساس هستند. اضطراب زیاد با کوچکترین نشانه ای از رها شدن بالقوه، با انگیزه حساسیت به آمیگدال، یک عقب نشینی یا حمله بسیار تکانشی را القا می کند، بسته به تفاوت های ظریف لنز فردی موقعیت.
  • به نظر می رسد افراد دارای شخصیت وابسته پیشینه رشد در محیط هایی را دارند که در آن درماندگی آموخته اند. شاید تفکر مستقل مجاز یا حتی مجازات نشده باشد. بنابراین تنها بودن باعث اضطراب / افسردگی می شود زیرا آنها نمی توانند تصمیمات / اطمینان خاطر خود را بگیرند و بنابراین احساس می کنند مجبورند افرادی را که می توانند آنها را فراهم کنند نگه دارند، حتی اگر گاهی اوقات به معنای قربانی کردن رفاه یا اخلاق باشد.

2. اختلالات شخصیت تا حد زیادی غیر قابل درمان هستند. در حالی که برخی PDO ها می توانند آزاردهنده و بین فردی باشند، افراد ناآشنا ممکن است فکر کنند، “به این افراد نمی توان کمک کرد!” واقعیت این است که افراد مبتلا به آسیب شناسی شخصیت از زمان تحلیلگران کلاسیک ویکتوریا اتریش تا مداخلات مدرن با موفقیت درمان شده اند. دقیق…

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا